تتمه

به خدا سوگند که تک‌تک اين آیات قرآن؛ نمايانگر اعجاز علمی بی‌نظیر و بزرگ است؛ اعجازی چندبعدی که هر دانشمندى منصف و حق‌جو؛ در برابر عظمت و دقت علمی آن؛سر تعظیم فرود می‌آورد و آن را معجزه‌ای آشکار و انكار ناپذير می‌داند. همآهنگى ميان قرآن و ساينس؛ بيان يكسان و موضع واحد و توافق و تأييد همديگر؛ در رابطه به اين همه موارد مهم، پديده‌هاى عظيم و قضاياى نهايت پيچيده؛ به پيمانه اى مرا تحت تأثير گرفت كه قرآن را بردارم، در آغوشم محكم بگيرم و بعد در حالى آن را ببوسم كه چشمانم پر از اشك بود.


اما متأسفانه دین به طور عام و قرآن به گونه خاص؛ اكثراً دستخوش تحریف و تفاسیر نادرستِ جریان‌های مغرض و افراد ناآگاه قرار گرفته؛ كه تعابیر عامیانه و غلط از آیاتنورانی قرآن؛ به جای برجسته کردن این معجزات سترگ علمی؛مستمسكى به ظاهر آراسته؛ ولى در واقع منحط و سست؛ برای اعتراضات واهى بر قرآن؛ به دست مخالفان می‌دهند. از خداوند رحمان و مهربان عاجزانه تمنا داریم که کتاب زیبایخود؛ اين رهنمود سازنده؛ براى هر انسان حقجو؛ در همه عرصه‌هاى زندگى را؛ از گزند نادانان و بدخواهان؛ مصون و محفوظ بدارد. آمین.


برخی چنین می‌پندارند که ساینس مجموعه‌ای از نظریات و افکار انسانی است؛ امروز چیزی می‌گوید و فردا چیزى دیگر؛درست نیست که به این نظریات به چشم حقایق علمی ثابت و تغییرناپذیر نگریسته شود. از همین‌رو، برای آنان اشتباه و حتی گناه به نظر می‌رسد که کسی آیات قرآن را با علوم ساینسى مقایسه کند؛ گمان می‌کنند با این گفتار شان، کار بزرگ و ثوابى انجام داده و از حریم مقدس قرآن دفاع کرده‌اند. اما اگر پیشینه و ریشه‌های این توهم را جست‌وجو کنید؛ به‌زودی برای‌تان روشن خواهد شد که عوامل اصلی آن دو چیز است: ۱- این افراد نه از ساینس آگاهی دارند و نه از ماهیت و ابعاد علوم ساینسى؛ فیزیک، کیمیا، بیولوژی،جیولوژی، کیهان‌شناسی، انسان‌شناسی، فضاشناسی و علوم پیچیده ساینسى درباره دیگر بخش‌های کائنات را كه کناربگذارید؛ حتی از جمع، تفریق، ضرب و تقسیم ریاضی نیزآگاهی ندارند. توهم آنان از همین ناآگاهی سرچشمه گرفته است؛ نه از نگرانی و تشویش معقول. ۲- نمی‌دانند که حقایقساینسى صرفاً نظریات و آرای افراد نیستند؛ بلکه نتایجتجارب عملی‌اند. در ساینس، یک نظریه زمانی شکل یک اصل، قانون و فورمول را به خود می‌گیرد که با محک و معیار تجربه سنجیده شود و حقیقت آن عملاً به اثبات برسد. ساینس، علم شناخت و معرفت دقیق بخش‌های گوناگون عالم است؛ نه صرفاً مجموعه‌ای از نظریات.


مثال آن چنین است: دیروز برخی می‌پنداشتند که زمینمحور و مرکز کائنات است و همه ستاره‌ها، از جمله خورشید،بر گرد همین محور می‌چرخند؛ و برخی نیز می‌گفتند که زمینهموار است و بر شاخ گاوی قرار دارد و علت زلزله‌ها نيز ایناست که هرگاه این گاو زمین را از یک شاخ به شاخ دیگرمنتقل مى‌کند، زلزله رخ می‌دهد! اهل تشیع می‌گویند: اینسخن امام جعفر صادق است!! در «تفسیر عزیزی» اهل سنت نیز همین مطلب نوشته شده است. اما امروز ساینس،این زمین را به وسیله ماهواره‌ها، تلسکوپ‌ها و ستاره‌شناسانیکه در فضا در گردش‌اند، چنان زیر نظر گرفته است که حتیخانه‌ات را در یک شهر بزرگ به تو نشان می‌دهد. عملاً می‌بینند که زمین مانند دیگر اجرام آسمانی کروی است و تفاوت خاص آن با دیگران از بالا این است که رنگش آبي به نظر می‌رسد و این بدان سبب است که بخارات آب آن را احاطه کرده‌اند. زمین بر گرد خورشید می‌چرخد و ماه بر گرد زمین؛ یک شب و روز ماه برابر با یک ماه قمری زمین است. ستاره‌شناسان تلاش می‌کنند جرمی همانند زمین پیدا کنند، اما تاکنون نتوانسته‌اند.


پیش از این، آنچه درباره حرکت و ساختار زمین، ماه و خورشید گفته می‌شد، نظریات بود؛ اما آنچه امروز ساینسمی‌گوید، حقایق علمی‌ای است که از طریق تجربه ثابت شده و با چشم مشاهده گردیده است. نظریات ممکن است تغییرکنند؛ اما حقایق علمی همان سنت‌های ثابت الهی‌اند که هرگز تغییر نمی‌کنند.

اکنون اگر ما این آیت قرآن را در برابر ساینس‌دانان قرار دهیم که می‌فرماید:

أَوَ لَمۡ يَرَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَنَّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ كَانَتَا رَتۡقٗا فَفَتَقۡنَٰهُمَاۖ وَجَعَلۡنَا مِنَ ٱلۡمَآءِ كُلَّ شَيۡءٍ حَيٍّۚ أَفَلَا يُؤۡمِنُونَ ٣٠   الأنبياء

آیا کافران ندانسته‌اند که آسمان‌ها و زمین به هم (پیوسته) بودند، پس ما آن‌ها را از هم (جدا) کردیم، و هر موجود زنده‌ای را از (آب) آفریدیم؛ پس آیا ایماننمی‌آورند؟!

رهنمودهای آشکار و مهم این آیت مبارک چنین‌اند: آیت با صراحت و وضاحت بسیار می‌گوید که در آغاز؛ همه کائنات، زمین، خورشید و تمام اجرام آسمانی، یک مجموعه یا توده واحد بود و الله متعال با یک انفجار آن‌ها را از یکدیگر جدا کرد و شکل کنونی را به آن‌ها بخشید. معنای «رَتْق» پیوستگی و به هم چسبیدن، و معنای «فَتْق» جدایی و از هم گسستن است؛ یعنی همه آنچه در عالم است، چه در آسمان‌ها و چه در زمین،با هم پیوسته و متصل بودند و الله متعال آن‌ها را از یکدیگرجدا و تفکیک کرد. اما این حالت آنان، به‌جای «وصل و فصل»، «جمع و تفرق» و «تشتت»، با الفاظ «رتق» و «فتق» بیان شده است؛ الفاظی که در قرآن نمونه دیگری ندارد؛ و ایننشان می‌دهد که وصل و فصل نخستین کائنات، وصل و فصلی خاص و بى بديل بوده است. ساینس نیز جاذبه توده نخستین و مشترک کائنات را بسیار عظیم و نادر، و نیرویانفجار را نیز فوق‌العاده بزرگ می‌داند.


بیان و رهنمود جامع و دقیقی که در این آیت قرآن درباره پیدایش کائنات آمده است، از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین قضایایعلمی قرن بیست‌ویکم است که ساینس و ساینس‌دانان درباره آن به اجماع و اتفاق رسیده‌اند؛ و همان چیزی را می‌گویند که قرآن چهارده قرن پیش بیان کرده است. نه تنها این، بلکه در صدها مورد دیگر نیز ساینس، بیانات پیشین قرآن را تأییدکرده است. درباره همین کائنات؛ قرآن فرموده است که الله متعال آن را پیوسته گسترش می‌دهد؛ و ساینس در همینقرن‌های بیستم و بیست‌ویکم به تفصیلات این حقیقت پی برد. اکنون ستاره‌شناسان درباره گسترش پیوسته و سریع کائنات کاملاً اتفاق نظر دارند؛ نظریات اختلافی پیشین آنان یاتصحیح شده‌اند یا با یکدیگر توحید گردیده و شکل حقایقعلمی را به خود گرفته‌اند؛ و گسترش سریع کائنات را با کمک تلسکوپ‌های نیرومند با چشمان خود مشاهده کرده‌اند.


کسی که به قرآن باور دارد و آن را کتابی می‌داند که از جانب رب‌العالمین فرستاده شده است، و نیز ایمان دارد که همه موجودات این عالم را الله متعال آفریده است، هرگز درباره هیچسخن قرآن در ارتباط با عالم این شک را به خود راه نخواهد داد که ممکن است روزی ساینس سخنی برخلاف آن بگوید. تا امروز حتی یک مورد نیافته‌ایم که قرآن چیزی گفته باشد و ساینس چیزی خلاف آن. این موضوع امر عادی و ساده‌اینیست که در چهارده قرن گذشته، با وجود پیشرفت گسترده و سریع ساینس و تحقیقات دقیق علمی درباره بخش‌های فراوان عالم، حتی یک مورد پیدا نشده که ساینس با قرآن مخالفت کرده باشد. باور کامل داریم که تا قیامت نیز چنین چیزی رخ نخواهد داد.


آنچه ساینس انجام می‌دهد، همان کاری است که الله متعال ما را به آن مکلف کرده است. غور، تعقل و تفکر درباره پیدایش عالم و تحولات و تغییرات آن، از سفارش‌های مکرر و مؤکد قرآن است؛ چنان‌که می‌فرماید:

إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ ١٩٠    آل عمران

یقیناً در آفرینش آسمان‌ها و زمین و در رفت‌وآمد شب و روز، برای خردمندان نشانه‌های بسیاری است.

وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا مِّنۡهُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ ١٣    الجاثية

و همه آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، از جانب خود برای شما مسخر کرد؛ یقیناً در این، برایقومی که تفکر می‌کنند، نشانه‌هایی است.

این آیت دو رهنمود مهم برای ما دارد:

همه آنچه در آسمان‌ها و زمین است، برای شما مسخر شده است.

یقیناً در این؛ برای کسانی که تفکر می‌کنند؛ نشانه‌هایشناخت و معرفت وجود دارد.


این آیات مبارک می‌گویند که هرچه در زمین و آسمان‌هاست برای انسان مسخر شده است؛ یعنی تمام اینعالم، از جمله فرشتگان، در خدمت او قرار دارند. نظم موجود در سراسر عالم به این انجامیده است که انسان بتواند بر رویزمین زندگی کند. و این همان مطلبی است که سجده فرشتگاندر برابر انسان آن را افاده می‌کند. همه موجودات عالم در صورتی برای انسان مسخر خواهند بود که فرشتگان تدبیرکننده آن‌ها نیز در برابر انسان منقاد باشند. از اینمعلوم می‌شود که سجده و انقیاد فرشتگان در برابر آدم علیهالسلام، تنها برای شخص او نبود؛ بلکه فرزندان او را نیزشامل می‌شد.


ما عملاً می‌بینیم که هر کاری را اراده می‌کنیم، چه سنگیرا از زمین برمی‌داریم، چه میوه‌ای را از درخت می‌چینیم، چه آهن را از سنگ استخراج می‌کنیم و از آن ماشین‌ها، موترها و طیاره‌ها می‌سازیم، در همه اعمال و تصرفات ما، فرشتگان مطابق اراده ما حرکت می‌کنند و به این ترتیب، توفیق انجام کاری که اراده آن را داریم برای ما فراهم می‌شود. اگر چنیننمی‌بود، انسان نیز همانند جمادات می‌بود و به اختیار خود توان و قدرت انجام هیچ کاری را نمی‌داشت.